عاشق شو
راستش ديروز روز تولد من بود .
روزي كه من به دنيا اومدم طوÙ�ان سختي اومده بود بطوري كه همه ÙˆØØ´Øª كرده بودن . اين تنها خاطره اي كه از اون روز تو ذهن خانواده ÙŠ من مونده .
اما نمي دونم چرا معمولا مصاد� با اين روز ات�اقات نا معمولي رخ مي ده . شايد من اينطور �كر مي كنم .اما زلزله رودبار و زلزله اي كه ديروز اومد و...
نكنه قدم من ...
بگذريم.
اما ديروز يه ات�اقاتي هم او�تاد كه براي اولين بار تجربه مي كردم .
اتÙ�اقاتي Ú©Ù‡ هر کدوم ØŒ اگه Ù�رصتي بود ØŒ مي تونست ساعتها ذهن من Ùˆ به خودش مشغول كنه . بطور مثال مبارك بادهايي كه به من Ú¯Ù�ته شد از طرÙ� كساني كه تا به ØØ§Ù„ منو نديدن Ùˆ با هم Ù�قط Ùˆ Ù�قط از طريق چت آشنا شديم . راستي تا ØØ§Ù„ا Ù�كر كردين كه ما تو چت چقدر با هم مهربونيم؟
جدا اگه در ايمن مورد كسي نظري داره خيلي Ø®ÙˆØ´ØØ§Ù„ مي شم به من هم بگه .
من تو اين Ù…ØÙŠØ· تا به ØØ§Ù„ جز مهربوني Ùˆ صÙ�ا Ùˆ صميميت چيزي نديدم.
آيا اين بخت من بوده يا نه ، براي همه همينطوره ؟
وقتي تصور مي كنم كه يه روزي روابط انسانها تو خارج از اين Ù…ØÙŠØ· همينطور باشه كه تو اينجاست ØŒ دوست دارم از ته دل Ù�رياد شادي سر بدم .
اما مي دونم كه در واقع اينطور نيست . چرا ما نميتونيم به Ø±Ø§ØØªÙŠ Ù‡Ù…Ø¯ÙŠÚ¯Ø±Ùˆ دوست داشته باشيم ØŸ
آيا دوست داشتن اينقدر سخته؟
اگه مشكل تضاد مناÙ�ع باشه ØŒ آيا مناÙ�عي كه ما ميتونيم تو اين ØØ§Ù„ت بدست بياريم بيش از اون چيزي نيست كه الان بدست مياد؟
آيا ظاهر ما هر كدوممون به نوعي، مانع از ت�اهم ما نيست؟
Ú†Ù‡ خوب بود كه ميشد آدما Ù�ارغ از ظواهرشون به هم دوست باشن ØŒ ØØ±Ù� همديگرو بشنون، نيازاشونو از طريق درست برطرÙ� كنن Ùˆ با هم به تÙ�اهم برسن Ùˆ قبول كنن كه ما Ø¢Ù�ريده ÙŠ يك خالقيم Ùˆ اون هم ما رو Ø¢Ù�ريده براي عشق ورزي Ùˆ دوست داشتن .
و مدار هستي رو بر عشق گذاشته پس هي به خودمون تلقين كنيم كه
عاشق شو ار نه روزي كار جهان سرآيد
نابرده گـنج مـقـصـود از كارگاه هسـتـي
راستش ديروز روز تولد من بود .
روزي كه من به دنيا اومدم طوÙ�ان سختي اومده بود بطوري كه همه ÙˆØØ´Øª كرده بودن . اين تنها خاطره اي كه از اون روز تو ذهن خانواده ÙŠ من مونده .
اما نمي دونم چرا معمولا مصاد� با اين روز ات�اقات نا معمولي رخ مي ده . شايد من اينطور �كر مي كنم .اما زلزله رودبار و زلزله اي كه ديروز اومد و...
نكنه قدم من ...
بگذريم.
اما ديروز يه ات�اقاتي هم او�تاد كه براي اولين بار تجربه مي كردم .
اتÙ�اقاتي Ú©Ù‡ هر کدوم ØŒ اگه Ù�رصتي بود ØŒ مي تونست ساعتها ذهن من Ùˆ به خودش مشغول كنه . بطور مثال مبارك بادهايي كه به من Ú¯Ù�ته شد از طرÙ� كساني كه تا به ØØ§Ù„ منو نديدن Ùˆ با هم Ù�قط Ùˆ Ù�قط از طريق چت آشنا شديم . راستي تا ØØ§Ù„ا Ù�كر كردين كه ما تو چت چقدر با هم مهربونيم؟
جدا اگه در ايمن مورد كسي نظري داره خيلي Ø®ÙˆØ´ØØ§Ù„ مي شم به من هم بگه .
من تو اين Ù…ØÙŠØ· تا به ØØ§Ù„ جز مهربوني Ùˆ صÙ�ا Ùˆ صميميت چيزي نديدم.
آيا اين بخت من بوده يا نه ، براي همه همينطوره ؟
وقتي تصور مي كنم كه يه روزي روابط انسانها تو خارج از اين Ù…ØÙŠØ· همينطور باشه كه تو اينجاست ØŒ دوست دارم از ته دل Ù�رياد شادي سر بدم .
اما مي دونم كه در واقع اينطور نيست . چرا ما نميتونيم به Ø±Ø§ØØªÙŠ Ù‡Ù…Ø¯ÙŠÚ¯Ø±Ùˆ دوست داشته باشيم ØŸ
آيا دوست داشتن اينقدر سخته؟
اگه مشكل تضاد مناÙ�ع باشه ØŒ آيا مناÙ�عي كه ما ميتونيم تو اين ØØ§Ù„ت بدست بياريم بيش از اون چيزي نيست كه الان بدست مياد؟
آيا ظاهر ما هر كدوممون به نوعي، مانع از ت�اهم ما نيست؟
Ú†Ù‡ خوب بود كه ميشد آدما Ù�ارغ از ظواهرشون به هم دوست باشن ØŒ ØØ±Ù� همديگرو بشنون، نيازاشونو از طريق درست برطرÙ� كنن Ùˆ با هم به تÙ�اهم برسن Ùˆ قبول كنن كه ما Ø¢Ù�ريده ÙŠ يك خالقيم Ùˆ اون هم ما رو Ø¢Ù�ريده براي عشق ورزي Ùˆ دوست داشتن .
و مدار هستي رو بر عشق گذاشته پس هي به خودمون تلقين كنيم كه
عاشق شو ار نه روزي كار جهان سرآيد
نابرده گـنج مـقـصـود از كارگاه هسـتـي
