Saturday, June 29, 2002

سلام
با عرض معذرت از محضر حضرت عالي ، خواهشمند است از اين پس ، براي خواندن خزعبلات اين وبلاگ به اينجا مراجعه �رمائيد.
با سپاس �راوان - دلشده

Friday, June 28, 2002

شرح اسلام آوردن ادوارد شوارد نادزه!!!
سلام
ديروز جايی بودم و به مناسبت ، بحثهای جالبی پيش اومد . از جمله من يه لطي�ه اي كه قديمها تعري� مي كردن به خاطرم اومد كه اگه نشنيده باشين بد نيست بخونيدش.
اگه كمي تو خبرهاس سياسي باشين مي دونين كه امام خميني نامه اي به گورباچ� نوشت و گ�ت كمونيسم داره از بين ميره . شما هم به دام سيستم سرمايه داري ني�تين . بيائيد و در مورد اسلام تحقيق كنيد.
گورباچ� هم وزير خارجه ي شوروي كه ادوارد شوارد نادزه بود رو �رستاد و از همكاري با ايران استقبال كرد . كه امام هم به اون گ�ت من مي خواستم در دنياي ديگه اي رو به روي شما باز كنم و ...
ميگن وقتي شواردنادزه به شوروي برگشت ديدن مسلمون شده . ازش پرسيدن چرا مسلمون شدي؟
گ�ت ، اگه اون چيزي كه من ديدم شما هم مي ديدين مسلمون ميشدين.
گ�تن مگه چي ديدي؟
گ�ت: اول كه وارد ايران شدم ديداري با دكتر ولايتي داشتم كه وزير خارجه بود . ديدم يه ديدگاههاي جالبي داره .
ديدار بعدي با نخست وزير ايران مهندس موسوي بود . ديدم اونم حر�هاي خوبي مي زنه ، اما كلا با حر�هاي دكتر ولايتي �رق داره.
وقتي با آيت الله خامنه اي كه رئيس جمهور بود ديدار كردم ديدم واقعا حر�اش گوش كردني و قابل تامله اما با حر�اي دو ن�ر قبلي �رق داره . تعجبم زياد شد.
خدمت امام خميني رسيدم . وقتي ايشون حر� مي زد ديدم از يه منظري جديد به دنيا نگاه ميكنه و حر�اش واقعا آدم و به �كر وا ميداره .اما باز با حر�اي قبليها ت�اوت داره .
ديگه شاخ دراوردم .
با خودم گ�تم مگه ميشه مديران يه كشور اين همه اختلا� نظر و عملكرد داشته باشن و اون كشور سر پا باشه .با تحريم و جنگ و ...
با خودم به اين نتيجه رسيدم كه يه دستي داره اين كشور و سر پا نگه مي داره.
به همين دليل به خدا و اسلام ايمان آوردم.
اين يه لطي�ه بود اما واقعا �كر ميكنين تا كي با اين وضع ، اين كشور مي تونه به حياتش ادامه بده ؟؟؟

Thursday, June 27, 2002

الگوهای ر�تاری يکسان
سلام
دوباره مي خوام يه نقبي به صحبتهاي قبلي بزنم.و نشون بدم كه ما همه در هر لباس و قيا�ه اي از يه الگوي ر�تاري خاص پيروي مي كنيم.
براي اين كار بهتره باز به مثال عيني رو بيارم
اگه به روزنامه هاي اصلاح طلب نيگاه كنين،مي بينين كه حول و حوش صحبتهاي ۲ ن�ر هميشه تو اين روزنامه ها جو سازي هست .
۱-حسني،امام جمعه ي اروميه
۲-مصباح
خوب ، ر�تاري كه با اين ۲ ن�ر ميشه ، از ديد من ، خيلي بدتر از برخورديه كه مثلا روزنامه هاي جناح مقابل با حر�اي سروش دارن .
حسني كه شده جوكر روزنامه هاي اصلاح طلب، و روي كلمه به كلمه از حر�اش ...
حالا چرا مسخره كردن ر�ته تو ذات ما نمي دونم . اما آيا اين كار درستيه كه لحجه و نوع حر� زدن يك ن�ر مورد تمسخر قرار بگيره ؟؟؟؟!!!
اما در مورد مصباح هم وضع بهتر از اين نيست . هميشه يه يكي دو جمله گير مي ديم و ...
آيا با اين جو سازيها ما آزادي بيان رو، به نوعي مت�اوت از رقيبمون، محدود نكرديم؟
آيا بهتر نيست به جاي مسخره كردن يا ... حر�هارو نقد كنيم.
باز هم مي خوام بگم كه ما همه از يه الگوي ر�تاري تبعيت مي كنيم .
يكي با ادبياتي بهتر يكي با ادبياتي بدتر.
اينطور نيست؟

Tuesday, June 25, 2002

پروانه يا آدم؟
سلام
تا حالا �كر كردين كه شما كي هستين؟
شده وقتي دارين تو يه جاي خلوتي، تنها قدم مي زنين ، يه د�ه يه نگاهي به دورو برتون بكنين و براتون سئوال پيش بياد كه ...
من كيم ؟
اينجا كجاس ؟
و احساس غريب بودن بكنين؟
اونوقت به خودتون بگين...
�لاني... خواب مي بيني يا بيداري؟
تو جايي مي خوندم كه يه مت�كر چيني گ�ته
�شبي خواب ديدم كه پروانه ام و دارم پرواز مي كنم . حالا كه بيدار شدم ، نمي دونم كه من آدمي هستم كه خواب ديده بود پروانه شده يا من پروانه اي هستم كه خواب مي بينه آدمه.“
اگه به اين حر� خوب دقت كنين ، مي بينين كه زيادم بيراه نگ�ته. ما وقتي خواب مي بينيم، همون قدر احساس واقعي بودن داريم كه الان كه بيداريم .
چه تضميني هست الان خواب نباشيم؟
راستيا ، كدوم يكي اصليه ؟
پروانه يا آدم

Monday, June 24, 2002

سلام
بيائيد برا هم گوش باشيم
راستش هنوز از حال و هوای ديروز بيرون نيومدم.
ديشب وقتی داشتم مير�تم خونه ، خيلي سر حال بودم . چون احساس م�يد بودن مي كردم .
احساس مي كردم تونستم براي كسي كاري كنم . و هيچ چيزي مثل اين من و سر حال نمياره.
چند سال پيش ، وقتي مشكلات زيادي رو سرم ريخته بود ، تو خونه نشسته بودم .
و كلا�ه از اين بودم كه بابا، اين همه مشكل خودم دارم كمه ، اين ر�يقا هم ول نمي كنن. همشون يه جوري مشكل دارن .
تازه آدم وقتي نتونه برا ي كسي كاري انجام بده يه عذاب روحي و خجالت هم مياد روي مشكلاش.
در همين حين مادرم يه بسته اي رو برام آورد ، ديدم از انگلستان اومده . با خودم گ�تم نكنه اينتليجنت سرويس مي خواد منو استخدام كنه . آخه من كه كس و كاري اونجا ندارم .خلاصه كلي خوشحال شدم كه بالاخره منم دارم عاقبت به خير مي شم . تو ذهنم حقوق كلان و ... تصور ميكردم كه چشم تو آدرس به اسم �رستنده ا�تاد . ديدم اسمش به اين حر�ا نمي خوره .
گ�تم بزار بازش كنم ببينم چيه آخه . از بس بسته بنديش خوب بود ، دلم نميومد.
بالاخره دل و زدم به دريا و بازش كردم ، ديدم به به ، آقا ما شانسمون ...
ما خبر نداشتيم كه اين قضيه كه طر� (همشهري ما )پرسيده بود لندن تو كربلاي چند آزاد شده
جديه .
بله يه جلد قرآن در قطع كوچك ، اما خيلي ن�يس ، چاپ لندن .به همراه م�اتيحي با همين مشخصات .خيلي قشنگ بودن .
اين و داشته باشين كه اگه از انگليس هم برا ما چيزي بياد از اين مدل چيزاس.(گر�تي يا نه؟اين خودش ميتونه روح آدم و برقص بياره)
جلد قرآن و كه باز كردم ، ديدم حديثي از پيامبر نوشته كه “ خدا يه عده اي رو به خاطر رحمتش ، از رحمتش خلق كرده كه اين ها به مشكلا ت ديگرون رسيدگي مي كنن .“ يعني نشونشون اينه كه به ديگرون رسيدگي مي كنن.
ديدم عجب جمله اي در چه زماني ، خلاصه اين جمله حسابي به ما حال داد .
الان سال هاست كه از اون قضيه مي گذره و هر وقت در برابر مشكلات ديگرون و به علت اينكه كاري از دستم بر نمياد كم ميارم .، خودمو با اين جمله دلداري مي دم و از خودم ميپرسم يعني ميشه من هم از اونايي باشم كه تو اين جمله گ�ته شده .؟(خيلي پر رو ام نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــه؟)
بعد ميگم ، خوب آخه �لان �لان شده تو كه كاري از دستت بر نمياد جز ناراحت شدن و غصه خوردن. اما باز يه چيزي ته دلم ميگه كه نه ، گاهي گوش كردن به حر� ديگرون خودش بزرگترين كمكه.شايد يه جور تقسيم غصه ها بين هم ديگه باشه .
وقتي ناراحتيتو برا يكي تعري� ميكني و ميبيني كه اونهم ناراحت شده از ناراحتيت ، همين به آدم انرژي ميده. احساس ميكنه تنها نيست.يكي هست كه دركش كنه و تو ناراحتيش شريكه .
راستي
مگه ما هممون گوش نداريم ؟
چرا تو زمونه ي ما بايد آدمايي باشن كه نتونن حر�شو ن و به راحتي به ديگرون بگن .اين احتمالا چيز بدي كه يه ن�ر نمي تونه با كسي حر� دلش و بزنه .اما شايد اين از بد بودن ماها باشه ، كه كسي جرات نمي كنه باهامون حر� بزنه . و گرنه تو اين كه دردرد دل كردن يه نياز مشترك بشري شكي نيست .
اگر علي (ع) كسي و داشت كه با هاش حر� بزنه ، �كر ميكنين كار به درد دل كردنش با چاه مي كشيد؟
بيائيد براي هم چاه باشيم يا سنگ صبور. اين كمترين كاري كه ما ميتونيم برا هم بكنيم .
بياد داشته باشيم كه تو اين س�ر كه ما همه خواسته و نا خواسته ، ره سپر اونيم ،هممون به هم نياز داريم . ر�يق باشيم و به هم خيانت نكنيم ، كه بي ر�يق طي طريق محال است محال.
الر�يق ثم الطريق
اما آخرش اينم بگم كه اگه كسي و پيدا نكنم كه با هاش درددل كنم ، آخرش اوني و صدا ميكنم كه ر�يق بي ر�يقاس.
يا ر�يق من لا ر�يق له . يا انيس من لا انيس له.